معنی تسکینساز
5 بازدید
[ تَ ] (نف مرکب) آرام کننده. آسایش رساننده. تسلی دهنده. درمان کنندهٔ درد. طبیب : در این علت سرای دهر خرسندی طبیبت بس چو تسکین سازت این باشد کند درد تو درمانی. خاقانی.
کلمات همقافیه با «تسکینساز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر