معنی تسمیت
5 بازدید
[ تَ یَ ] (ع مص) نام خدای گفتن بر چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || دعا کردن کسی را که عطسه زند. (تاج المصادر بیهقی) یرحمک اللََّه گفتن عطسه دهنده را. (منتهی الارب) (از المنجد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). دعا کردن عطسه کننده را چنانکه گویند: یرحمک اللََّه. ابوعبید گوید تشمیت اعلی است و ثعلب گوید اصل تسمیت است. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). و رجوع به تشمیت شود. || ملازم بودن میانه روی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || ملازم راه بودن: سمَّت فلانُ؛ لزم السمْت ای الطریق. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از المنجد).
کلمات همقافیه با «تسمیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر