معنی تسمی
6 بازدید
[ تَ سَ مْ می ] (ع مص) خویشتن را نام کردن یا نام نهادن. (زوزنی). نام نهادن. (دهار). خویشتن را نام نهادن. (آنندراج). نامیده شدن به آن. || منسوب شدن به قومی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد).
کلمات همقافیه با «تسمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر