معنی تسمعة
5 بازدید
[ تَ مِ عَ ] (ع مص) تسمیع. (منتهی الارب). تشبیع کردن و تشهیر نمودن و منتشر کردن ذکر کسی. || شنوانیدن آواز کسی را. || برداشتن گمنامی از کسی. (ناظم الاطباء). و رجوع به تسمیع در همین لغت نامه شود. || (ع اِ) شنوایی. فعلته تسمعتک و تسمعة لک یعنی کردم آنرا تا بشنوی. (منتهی الارب) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). مردم تسمیعة گویند. (از متن اللغة). فعلته تسمعتک، کردم آنرا برای شنوایی تو یعنی تا بشنوی و کذلک فعلته تسمعة لک . (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تسمعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر