معنی تسلیم اصفهانی

معنی تسلیم اصفهانی

5 بازدید
[ تَ مِ اِ فَ ] (اِخ) حسن صدرالافاضل. شاعری ادیب بود. او راست: رسالهٔ صبح صادق و دیوان اشعارش بالغ بر پنجهزار بیت است. (از الذریعه ج ۹ ص ۱۷۰).
[ تَ مِ اِ فَ ] (اِخ) میرزا زین العابدین، پسر میرزا معین الدین وزیر بکتاش خان حاکم بغداد. وی منشی محمدزمان حاکم کوه کیلویه بود. بیت اول دیوان وی این است: به نامش میکنم اول رقم منشور دیوان را چو تاج شمع زرین می کنم طغرای عنوان را. (از الذریعه ج ۹ ص ۱۷۱). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
[ تَ مِ اِ فَ ] (اِخ) میرزا صادق نام داشته و چندی لوای سیاحت افراشته ارادت غلام علی شاه هندی را گزیده... گویند مردی صاحب ذوق بود اما به طریق سلسلهٔ جلالیه رفتار می نمود ملاقاتش اتفاق نیفتاد. چند سال قبل از این (تاریخ تصنیف کتاب) فوت شد دیوانش به نظر رسید قریب پنجهزار بیت است. این دو بیت از اوست: صوفی که گوید بر ملا روی تو دیدم بارها گر راست میگوید چرا بانگ انالحق میزند. ترا با خلقت اشیا چه کار است همان بهتر که اشیا را ندانی. (ریاض العارفین ص ۲۴۶).

کلمات هم‌قافیه با «تسلیم اصفهانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید