معنی تسفیع
8 بازدید
[ تَ ] (ع مص) سوختن آتش و باد گرم روی را و رنگ گردانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تسفیع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر