معنی تسفع
7 بازدید
[ تَ سَ فْ فُ ] (ع مص) گرم شدن به آتش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد): اتیتنی فی غداة قِرَّةٍ و انا اتسفع بالنار. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تسفع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فع» برای سرودن شعر