معنی تسطیر
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) نوشتن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب) (آنندراج) (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از المنجد). || فراهم آوردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تألیف نمودن. (آنندراج) (از متن اللغة). || با هم آوردن چیزی که آنرا اصلی نباشد. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تألیف اساطیر. (المنجد). چیزهای باطل آوردن. (آنندراج). سخن های پریشان و بی اصل گفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || احادیث شبیه باطل آوردن. (از اقرب الموارد) (از المنجد). گفته ها را برای کسی آراستن و زینت دادن. (از اقرب الموارد). || برگماشته شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تسطیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر