معنی تسافد
5 بازدید
[ تَ فُ ] (ع مص) بر یکدیگر گشنی کردن. (زوزنی). برجهیدن ددان. (منتهی الارب). برجهیدن ددان بروی یکدیگر. (ناظم الاطباء). جماع کردن بهائم. (غیاث اللغات) (آنندراج). برجستن نر بماده. (از متن اللغة). قدیقال فی غیرالانسان کالنکاح والمباشرة و المجامعة فی الانسان. (بحر الجواهر).
کلمات همقافیه با «تسافد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فد» برای سرودن شعر