معنی تساجم
5 بازدید
[ تَ جُ ] (ع مص) روان شدن اشک. (المنجد). تسجیم. (متن اللغة). اسجام. (المنجد).
کلمات همقافیه با «تساجم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جم» برای سرودن شعر