معنی تسآل
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) سأل سؤالاً و مسألة و سآلة و سأله و تسآلا. خواستن. (منتهی الارب) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد): قال مؤلف الکتاب ولقد طال تطوافی و کثر تسآلی عن العسکریین. (معجم الادباء یاقوت ج ۳ ص ۱۲۶). و رجوع به سؤال شود.
کلمات همقافیه با «تسآل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آل» برای سرودن شعر