معنی تزییت
6 بازدید
[ تَ زْ ] (ع مص) روغن زیت دادن کسی را. (تاج المصادر بیهقی) (از زوزنی). روغن زیت توشه دادن. (منتهی الارب) (آنندراج). روغن زیتون توشه دادن. (ناظم الاطباء). روغن زیتون را به قوم توشه دادن. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || روغن زیتون در چراغ ریختن. (از اقرب الموارد). || طلا کردن چیزی را به روغن زیتون. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تزییت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر