معنی تزویر کردن
8 بازدید
[ تَ زْ کَ دَ ] (مص مرکب) دورویگی کردن و نفاق کردن و مکر کردن و فریب دادن و غدر کردن و دروغ گفتن. (ناظم الاطباء). سخن دروغ را آرایش دادن. دروغی را راست نمودن : اینجا بگاه نتوان تزویر شعر کردن افسوس کرد نتوان بر شیر مرغزاری. منوچهری. گفت چه گوئید اندر مردی که نامهٔ مزور از من به عبداللََّه خزاعی برده است و بر من تزویر کرده از بهر فائدهٔ خویش. (تاریخ بخارا): خواهند جماعتی که تزویر کنند از حیله طریق شرع تغییر کنند. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۹۰۳). از سر زلف تو، همه هیچ بود هرچه دلم حیله و تزویر کرد.عطار. می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب چون نیک بنگری همه تزویر میکنند.حافظ.
کلمات همقافیه با «تزویر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر