معنی تزویرگر
7 بازدید
[ تَ زْ گَ ] (ص مرکب) مزور. غدار. حیله گر. دروغگو. دروغ پرداز: تزویرگر نیم من، تزویرگر تو باشی زیرا که چون منی را تزویرگر شماری. منوچهری.
کلمات همقافیه با «تزویرگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر