معنی تزرنق
6 بازدید
[ تَ زَ نُ ] (ع مص) متغیر و دیگرگون گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || پوشیدن جامه و پوشیده شدن در آن. || و بر زرنوق (نهر کوچک) به اجرت آب کشی کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || به سلف خرید کردن. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از المنجد).
کلمات همقافیه با «تزرنق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نق» برای سرودن شعر