معنی تزد
8 بازدید
[ تَ زَ ] (اِ) ملخ سیاه. (ناظم الاطباء). صراراللیل. جَزد. (زمخشری، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «تزد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زد» برای سرودن شعر