معنی تزاویق
6 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) جِ تزویق. (ناظم الاطباء): و رنگهای گوناگون آمیخت از بهر تزاویق دیوارهای سارها. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۳۲). رجوع به تزویق شود.
کلمات همقافیه با «تزاویق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر