معنی تزاوف
5 بازدید
[ تَ وُ ] (ع مص) بازی کردن کودکان ببازی مخصوص. (ناظم الاطباء). آمدن یکی از کودکان است بپایهٔ دکان و گذاشتن دست خود بر تیزی آن و گستردن بدن خویش را و چرخیدن در هوا، تا بجای نخستین بازگردد و آن تمرینی است ورزشی. (از اقرب الموارد). ممارست کردن در پاره ای از حرکات بدنی برای تمرین اعضا و چابک گشتن. (از المنجد).
کلمات همقافیه با «تزاوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر