معنی تزاجر
7 بازدید
[ تَ جُ ] (ع مص) زجر کردن بعضی مر بعضی را از منکر. (ناظم الاطباء). بازداشتن بعضی مر بعضی را از منکر. (از اقرب الموارد). بازداشتن گروهی مر گروهی را از شر. (از المنجد). || یکدیگر را به هیجان آوردن لشکریان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تزاجر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جر» برای سرودن شعر