معنی تری تخم
4 بازدید
[ تْ تَ ] (اِخ) پسرویدرن و برادر استاتیرا (زن اردشیر پسر داریوش دوم). که آمس تریس دختر داریوش را بزنی گرفت و چون پدرش درگذشت به جای او والی شد و عاشق خواهر خود رُکسانَه گردید و در صدد قتل آمس تریس برآمد ولی توطئهٔ او کشف شد و داریوش یکی از ندیمان وی را مأمور نجات آمس تریس کرد. تری تخم بدست وی کشته شد. و رجوع به ایران باستان ج ۲ ص ۹۶۱ و تریتن تخمس شود.
کلمات همقافیه با «تری تخم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خم» برای سرودن شعر