معنی ترییر
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) غالب شدن فربهی بر قوم. || با ارزانی و فراخ سالی شدن شهرها. || فربه شدن شتربچگان بحدی که از جنبش عاجز گردند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || فربه شدن و غالب شدن فربهی بر قوم. || در ارزانی و فراخی رسیدن قوم (مجهولا). (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ترییر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر