معنی تریاک بریدن

معنی تریاک بریدن

6 بازدید
[ تَ / تِ رْ بُ دَ ] (مص مرکب) نشأة افیون زایل شدن. (از آنندراج). خنثی شدن حالت تخدیری تریاک بر اثر خوردن چیز ناموافق. و این حالت در کسانی که معتاد بدان هستند رنج آمیز است : یاران نکشید تیغ بیباکی را مهجور مسازید من خاکی را دشوارتر از بریدن شاهرگ است تریاک اگر برید تریاکی را. شرف (از آنندراج). بریدن از تو برنگ بریدن تریاک رسانده است بلب جان ناتوان مرا. شفیع اثر (از آنندراج). || تریاک گذاشتن. (آنندراج). ترک کردن استعمال تریاک : یک لطف نمایان تو در حق من این بود کز وعدهٔ تریاک تو تریاک بریدم. عشرتی (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «تریاک بریدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید