معنی ترک نشستن
5 بازدید
[ تَ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) پشت سر کسی بر مرکبی سوار شدن. دو پشته سوار مرکبی شدن: رِدف؛ از پی کسی بر مرکبی درنشستن.
کلمات همقافیه با «ترک نشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر