معنی ترکیل
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) به سمها یا پایها کوفتن. (تاج المصادر بیهقی). کوبیدن اسبان زمین را به سمهای خود. (از اقرب الموارد) (از المنجد). || بمعنی رکل، یعنی با یک پای زدن بر اسب تا تاختن گیرد. (از اقرب الموارد) (از المنجد).
کلمات همقافیه با «ترکیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر