معنی ترکزاد

معنی ترکزاد

6 بازدید
[ تُ ] (ن مف مرکب) زادهٔ ترک. ترک زاده. فرزند ترک. ابن ترک. که زنی ترک او را زاده باشد: سخن بس کن از هرمز ترکزاد که اندر زمانه مباد آن نژاد.فردوسی. بدو گفت بهرام ای ترکزاد به خون ریختن تا نباشی تو شاد.فردوسی. و به سنهٔ ثلاثین پسر دیگر آورد هم ترکزاد. (مجمل التواریخ). رجوع به ترک زاده شود.
[ تُ ] (اِخ) لقب هرمزبن انوشیروان، چه مادر او دختر خاقان ترک بود. (مفاتیح). هرمزبن نوشیروان ملقب به ترک زاد بود... (حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۲۴۴): سخن بس کن از هرمز ترکزاد که اندر زمانه مباد آن نژاد.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «ترکزاد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید