معنی ترکات
5 بازدید
[ تُ رِ ] (ع اِ) جِ تَرِکَة. (ناظم الاطباء): سلطان مثال داد تا ترکات او به پسر او، امیر ابوحفص سپردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی نسخهٔ خطی کتابخانهٔ سازمان) .
کلمات همقافیه با «ترکات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر