معنی ترنیة
4 بازدید
[ تَ یَ ] (ع مص) سرود کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || (اِ) سرود. ناله. شادمانی (ناظم الاطباء). || ناله کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || شادمان کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || بر پیوسته نگریستن داشتن کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج). شگفت آوردن کسی را حسن کسی و پیوسته نگریستن داشتن او را. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ترنیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر