معنی ترنگا ترنگ
7 بازدید
[ تَ رَ تَ رَ ] (اِ صوت مرکب) اسم صوت از ترنگ +الف واسطه +ترنگ. (حاشیهٔ برهان چ معین). صدای انداختن تیرهای پی در پی. (برهان) (ناظم الاطباء) (از شرفنامهٔ منیری). || آواز چلهٔ کمان. (برهان) (ناظم الاطباء). آوازی که از چاشنی دادن کمان خیزد. (شرفنامهٔ مینری). || آواز تارهای ساز. (برهان) (ناظم الاطباء): ترنگا ترنگی که زد ساز او به از زند زردشت و آواز او.نظامی. و در این بیت بمعنی آواز سنج یا چنگ آمده است : سنج در آمد به ترنگاترنگ زهره به یکبار فرو ریخت چنگ. مولوی (از انجمن آرا). || آواز تیغ بوقت زدن بر چیز سخت. (غیاث اللغات) (آنندراج): ترنگاترنگ درخشنده تیغ به مه درقها را بر آورده میغ.نظامی. || در شاهد زیر بمعنی مطلق آواز و صدا آمده است : بمغز اندر افتد ترنگاترنگ هوا پر کند ناله بور و خنگ.دقیقی.
کلمات همقافیه با «ترنگا ترنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر