معنی ترنم کردن
6 بازدید
[ تَ رَنْ نُ کَ دَ ] (مص مرکب) سرود گفتن : اگر در ریاض نعم ایشان [ آل سامان و آل بویه ] چون عندلیب نوای خوش میزدند و یا چون سار بر گلزار ترنمی به نوا می کردند بدیع نبود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۱۷).
کلمات همقافیه با «ترنم کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر