معنی ترنح
5 بازدید
[ تَ رَنْ نُ ] (ع مص) یاویدن از مستی و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). متمایل شدن از مستی و جز آن. (از اقرب الموارد) (از المنجد). || میل کردن بر کسی به ترفع و تطاول. (از المنجد) (از اقرب الموارد). || اندک نوشیدن شراب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ترنح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نح» برای سرودن شعر