معنی ترمی
5 بازدید
[ تَ رَمْ می ] (ع مص) تیر در نشانه و جز آن انداختن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء): یقال خرجت اترمی اذا خرجت ترمی فی الاغراض و فی اصول الشجر. (منتهی الارب). خرج یترمی، ای یرمی القنص و فی الاساس، یرمی فی الاغراض. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ترمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر