معنی ترمض
5 بازدید
[ تَ رَمْ مُ ] (ع مص) شوریدن دل. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || آهو گرفتن در گرما. (تاج المصادر بیهقی). صید کردن آهو بوقت گرمگاه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شکار آهو کردن در وقت تابش آفتاب. (آنندراج). شکار کردن صیاد آهو را در شدت گرما. (از اقرب الموارد) (از المنجد): گویند خرج یترمض الظباء یعنی آهوان را در گرما راند تا آنکه سم آنها برافتاد و پراکنده شد سپس آنها را گرفت. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ترمض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مض» برای سرودن شعر