معنی ترمسة
5 بازدید
[ تَ مَ سَ ] (ع مص) غایب شدن از جنگ یا از شور و شغب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ تَ مَ سَ / سِ ] (اِ) وزنی معادل دو قیراط. (مفاتیح). وزنه ای که معادل هشت گندم و یا دو نخود باشد. (ناظم الاطباء). نصف دانگ که دو قیراط می شود. (از لسان العجم شعوری ج ۱ ورق ۲۹۲ ب).[ تُ مُ سَ ] (ع اِ) سردابه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)، یقال: حفر ترمسة تحت الارض. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). حفر ترمسة؛ ای سرداباً. و در تاج العروس نویسد تاء زائد است. چه آن از رَمَسَ الشی ء است؛ پوشانید آنرا... (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ترمسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر