معنی ترمرم
6 بازدید
[ تَ رَ رُ ] (ع مص) جنبانیدن لبها بجهت سخن و گویند ترمرموا یعنی جنبیدند برای گفتار اما دم نزدند. (منتهی الارب) (از آنندراج). جنبانیدن لبها جهت تکلم. (ناظم الاطباء). حرکت دادن لبان برای سخن گفتن و تکلم نکردن. (از اقرب الموارد) (از المنجد).
کلمات همقافیه با «ترمرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر