معنی ترقح
4 بازدید
[ تَ رَقْ قُ ] (ع مص) کسب کردن. (تاج المصادر بیهقی) ورزیدن و فراهم آوردن برای عیال. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). کسب کردن برای عیال. (از اقرب الموارد) (از المنجد): هو یترقَّحُ لعیاله؛ یکتسب لهم. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ترقح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قح» برای سرودن شعر