معنی ترقب
9 بازدید
[ تَ رَقْ قُ ] (ع مص) گوش داشتن. (تاج المصادر بیهقی). چشم داشتن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). چشم داشت. (غیاث اللغات) (آنندراج). انتظار داشتن کسی را. (از اقرب الموارد) (از المنجد): از آب برآمدند و در بارگاه افتادند و او از ترقب و ترصد حساد مکار غافل. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «ترقب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قب» برای سرودن شعر