معنی ترفه
9 بازدید
[ تَ رَفْ فُ هْ ] (ع مص) آسودگی و دولتمندی. (غیاث اللغات) (آنندراج). برآسوده و تن آسان شدن. (ناظم الاطباء). استراحت و تنعم. (از اقرب الموارد) (از المنجد): و تمتع و ترفه بغایت کشیده و راهها ایمن و فتنه ساکن شده. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «ترفه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فه» برای سرودن شعر