معنی ترفل
5 بازدید
[ تَ رَفْ فُ ] (ع مص) تسود و تملک. (متن اللغة). تسود و ترأس. (ذیل اقرب الموارد از لسان العرب).[ تَ فُ ] (اِخ) ابن داود. محدث است. (از تاج العروس) (منتهی الارب).[ تَ فُ ] (اِخ) ابن عبدالکریم. محدث است. (تاج العروس) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ترفل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فل» برای سرودن شعر