معنی ترغیب
7 بازدید
[ تَ ] (ع مص) راغب گردانیدن و رغبت نمودن. (تاج المصادر بیهقی). رغبت نمودن. (زوزنی). خواهانی نمودن. (دهار). راغب کردن کسی را و خواهان گردانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). در رغبت و خواهش انداختن کسی را. (آنندراج). برانگیختگی و تحریض و تحریک و اغوا. (ناظم الاطباء). || اعطای چیزی به کسی که خواهان آن است. (از المنجد).
کلمات همقافیه با «ترغیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر