معنی ترغند
7 بازدید
[ تَ غَ ] صلی الله علیه و آله و سلم عضو یا مفصل که بر اثر غلبهٔ بلغم یا رطوبت از حرکت بازماند، و بعربی فلج گویند و نتیجهٔ یک علت مزمن است. (از لسان العجم شعوری ورق ۲۷۴ ب). فالج و مفصل عاری از حرکت. (ناظم الاطباء). و رجوع به ترغده شود.
کلمات همقافیه با «ترغند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر