معنی ترغان
6 بازدید
[ تُ ] (اِ) دلیل و رهبر و آنکه راه را هویدا می کند. (ناظم الاطباء). رهبر که بعربی دلیل باشد. (لسان العجم شعوری ج ۱ ورق ۳۰۷ ب). || باج و خراج. (ناظم الاطباء). باج. (لسان العجم ایضاً).
کلمات همقافیه با «ترغان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر