معنی ترغازه

معنی ترغازه

6 بازدید
[ تَ زَ / زِ ] صلی الله علیه و آله و سلم غالب و سرکش. (فرهنگ جهانگیری) (از ناظم الاطباء). غالب و صاحب حکم و سرکش. (برهان): همی کوشم به خاموشی ولیکن زین شکرنوشی شدم همخوی آن غمزه که آن غمزه ست غمازه بهل می را به میخواران بهل بت را به بت خواهان که این را جملگی نقش است و آن را جمله آوازه که کنزاً کنت مخفیاً فأحببت بأن اعرف برای جان مشتاقان برغم نفس ترغازه. مولوی (از آنندراج). || کسی که حکمها از روی غلبه و سرکشی کند. (فرهنگ جهانگیری) (از برهان) (از فرهنگ رشیدی) (از انجمن آرا) (از آنندراج). || (اِ) حکمی که از روی تغلب و تسلط و سرکشی شود. (ناظم الاطباء). || سرکشی کردن را نیز گویند. (برهان) (از ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «ترغازه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید