معنی ترضی
8 بازدید
[ تَ رَضْ ضی ] (ع مص) خشنودی کردن پس از جهد. (تاج المصادر بیهقی). خشنود شدن. (زوزنی). خشنود کردن. (آنندراج). خواستن خشنودی کسی را و خشنود کردن. (منتهی الارب) ( ناظم الاطباء). خواستن رضای کسی را. (از المنجد) ( از اقرب الموارد). و در اساس: «ترضَّیته بمال»؛ اذا طلبت رضاه بجهد منک. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ترضی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضی» برای سرودن شعر