معنی ترصیف
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) مبالغهٔ رصف. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). بخوبی بهم ملصق کردن سنگها را در سنگفرش. (ناظم الاطباء). || (اصطلاح علم خط) آن است که نسبت هر حرفی را با حرف دیگر در وضع رعایت کنند. (نفایس الفنون). || بستن پی نازک به اطراف سر تیر. (ناظم الاطباء). رجوع به رصف شود.
کلمات همقافیه با «ترصیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر