معنی ترشرخساره
6 بازدید
[ تُ / تُ رُ رُ رَ / رِ ] (ص مرکب) ترشرو. (مجموعهٔ مترادفات). ترشروی : ملک را بود زنگی پاسبانی ترش رخساره ای کج مج زبانی. امیرخسرو (از آنندراج). و رجوع به ترشرو و ترشروی شود.
کلمات همقافیه با «ترشرخساره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر