معنی واژه ترسیل
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) بسیارشیر گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بسیاررِسْل گردیدن قوم. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). یعنی شیر مواشی آنان (قوم) فراوان شدن. (از متن اللغة). || هموار و آرمیده و پیدا خواندن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ترتیل و تأنی در قرائت. رجوع به ترتیل شود. || شیر دادن شتر بچگان را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از متن اللغة). شیر دادن. (ناظم الاطباء).