معنی واژه ترسیع
4 بازدید
[ تَ ] (ع مص) تباه شدن چشم. (زوزنی). دردمندی نیام چشم و برچفسیدن آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تباه شدن کنج چشم. (از اقرب الموارد). بهم چسبیدن پلکهای چشم. (از المنجد). || دوال را شکافته و در آن دوال دیگر داخل کردن جهت بندش چیزی، چنانکه در مصاحف میباشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || اقامت کردن مرد در منزل و خارج نشدن از آن. (از اقرب الموارد) (از المنجد). || مهره بستن به پا یا دست کودک جهت دفع چشم. || فاسد شدن اندام و استرخاء آن. (از المنجد).