معنی واژه ترسکاری
5 بازدید
[ تَ ] (حامص مرکب) ترس از خدا و تقوی و پرهیزگاری. (ناظم الاطباء): گه از آزمودن سخن گستری گه از ترسکاری حدیث آوری. شمسی (یوسف و زلیخا). سر از عالم ترسکاری برآر بترس از کسی کو نشد ترسکار.نظامی. فضایل پسندیده و سیرت عادله و پرهیزکاری و ترسکاری شعار و دثار او بود. (تاریخ قم ص ۶). بعلم و ورع و ترسکاری و... راجح آمده. (تاریخ قم ص ۹). || رهبانیت. (مهذب الاسماء).