معنی واژه ترسخی
4 بازدید
[ تَ سُ ] (ص نسبی) منسوب به ترسخ که قریه ای است از نواحی بغداد. رجوع به ترسخ و مادهٔ بعد شود.[ تَ سُ ] (اِخ) عنان بن مردک الترسخی، مکنی به ابوعبداللََّه. وی در بغداد اقامت جست و بدانجا مؤذن بود و از ابوبکر احمدبن علی الطریثیثی و ابومنصور محمدبن احمدبن علی الخیاط المقری روایت کند و ابوسعد از وی حدیث نوشت. وی پس از سال ۵۳۷ هـ . ق. درگذشت. (از معجم البلدان).