معنی واژه ترسائی
3 بازدید
[ تَ ] (حامص) مسیحیت. عیسویت. نصرانیت : و اندر روم ملکی بود نام او الیانوس و از اهل قسطنطنین بود بر دین ترسائی و دین خویش را دست بازداشت. (ترجمهٔ طبری بلعمی). و آن ملوک روم بر دین عیسی بودند و ترسائی همی کردند و شریعت انجیل بپای همی داشتند. (ترجمهٔ طبری بلعمی). و دین عرب رها کرده بود و دین ترسائی گرفته. (ترجمهٔ طبری بلعمی). تأویل در سیه شب ترسائی شمع و چراغ عیسی و شمعونست. ناصرخسرو. و این یوسانوس چون باز با قسطنطنیه رسید کیش ترسائی تازه گردانید. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۷۱). به آگاهی مرد یزدانشناس به ترسائی عقل صاحب قیاس.نظامی. || (ص نسبی) منسوب به ترسا. (ناظم الاطباء).